mikaeil nasiri


♥باسلام و خوش امدگويي خدمت شما دوست گلم که با حضورت کلبه تنهايي منو روشن کردي         ♥         خدايا...ساده از خطاهايم بگذر همان گونه که ساده از ارزوهايم گذشتي!!       ♥منتظر نظراتتون هستم ♥




هيچ وقت عشق را از کسي گدايي نکن!...چون به گدا چيز با ارزشي نميدهند

از درخت پیر پرسیدم چه خبر از تازگی؟ سری تکان داد و گفت هیچ !کابوس تبر

تا عمرباشد ما رفيقيم ترسم بميرم حس کني ما نا رفيقيم?

کاش به جاي جدايي مردن بود ، چون مردن يک لحظه است و جدايي ذره ذره مردن

به چشم خسته ي من آسمون سنگ شده ، لعنت به اين جدايي دلم برات تنگ شده

معلمم گفت الف ، گفتم او ، گفت ب ، گفتم با او ، گفت پ ، گفتم پيش او ، گفت ج ، خواستم بگويم جدايي گفت نگو

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم..حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم

نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی ، من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم

و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟

لحظه جدایی از تو ، لحظه اومدن غم،بعد رفتنت عزیزم ، جون میدم تو دست ماتم

فرياد زدم بدوني بيزارم از جدايي ، دلم برات تنگ شده عزيز دل کجايي ؟

تا نباشد جدايي ها کـــ ـس نداند قدر ياران ، کوير خشک مي داند بهاي قطره ي باران

مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا/مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها

دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است ، و جدايي برگ از شاخه مرگ است

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم..گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

از باد پرسيدم پايان کار عشق چيست ؟ سري تکان داد و گفت نفرين بر اين جدايي

مرا اينگونه باور کن ، کمي تنها کمي بي کس ، کمي از يادها رفته ، خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته ؟

نميدانم مرا آيا گناهي هست ؟ که شايد هم به جرم آن ؛ غريبي و جدايي هست

من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن





ارتباط با مدير وب ميکاييل نصيري